loading...
voice
voice بازدید : 355 شنبه 13 فروردین 1390 نظرات (0)

مدینه

جنگ خيبر 
خيبر يا بهتر بگوييم وادى خيبر هفت دژ بود در سرزمين حاصلخيزى در شمال مدينه به فاصله سى و دو فرسنگ كه پناهگاه مهم يهوديان بود. يهوديان بيش از از پيش توطئه مى كردند و مزاحم مسلمانان بودند. پيامبر اسلام تصميم گرفت اين افراد مناطق را سر جاى خود بنشاند و شر آنها را دفع كند. بدين جهت دستور فرمود مسلمانان براى فتح خيبر عازم آن ديار شوند. پس از تلاش و مقاومت بسيار اين سنگرها - يكى پس از ديگرى - فتح شد. پس از فتح دژهاى خيبر يهوديانى كه در قريه  فدك   در 140 كيلومترى مدينه مى زيستند - بدون جنگ و مقاومت تسليم شدند و سرپرستى پيامبر (ص ) را بر خود پذيرفتند. برابر قوانين اسلام جاهايى كه بدون جنگ تسليم مى شوند مخصوص پيامبر است . اين قريه را رسول مكرم (ص ) به دخترش فاطمه زهرا (ع ) بخشيد كه ماجراى غصب آن تا زمان عبدالعزيز در تاريخ ثبت است و ما در زندگينامه فاطمه زهرا (ع ) از آن سخن مى گوييم .

جنگ خيبر 
خيبر يا بهتر بگوييم وادى خيبر هفت دژ بود در سرزمين حاصلخيزى در شمال مدينه به فاصله سى و دو فرسنگ كه پناهگاه مهم يهوديان بود. يهوديان بيش از از پيش توطئه مى كردند و مزاحم مسلمانان بودند. پيامبر اسلام تصميم گرفت اين افراد مناطق را سر جاى خود بنشاند و شر آنها را دفع كند. بدين جهت دستور فرمود مسلمانان براى فتح خيبر عازم آن ديار شوند. پس از تلاش و مقاومت بسيار اين سنگرها - يكى پس از ديگرى - فتح شد. پس از فتح دژهاى خيبر يهوديانى كه در قريه  فدك   در 140 كيلومترى مدينه مى زيستند - بدون جنگ و مقاومت تسليم شدند و سرپرستى پيامبر (ص ) را بر خود پذيرفتند. برابر قوانين اسلام جاهايى كه بدون جنگ تسليم مى شوند مخصوص پيامبر است . اين قريه را رسول مكرم (ص ) به دخترش فاطمه زهرا (ع ) بخشيد كه ماجراى غصب آن تا زمان عبدالعزيز در تاريخ ثبت است و ما در زندگينامه فاطمه زهرا (ع ) از آن سخن مى گوييم .
فتح مكه 
در سال هشتم هجرت جريانى پيش آمد كه پيمان شكنى قريش را ثابت مى نمود. بدين جهت پيامبر مكرم (ص ) تصميم گرفت مكه را فتح كند و آنرا از ناپاكى بتها و بت پرستها پاك سازد. بنابراين با رعايت اصل غافلگيرى ، بى آنكه لحظه فرمان حركت و مسير و مقصد حركت براى كسى روشن باشد، پيامبر (ص ) روز دهم ماه رمضان ، فرمان حركت صادر فرمود. ده هزار سرباز مسلمان به حركت آغاز كرد.
شهر مكه بدون مقاومت تسليم شد. پيامبر (ص ) و مسلمانان وارد زادگاه پيامبر شدند. بتها درهم شكسته شد و اسلام به پيروزى بزرگى نائل آمد.
در اين فتح ، پيامبر (ص ) كه اختيار كامل داشت و مى توانست از دشمنان سرسخت ديرين خود انتقام بگيرد همه را مورد عفو و رحمت قرار داد و به تمام جهان ثابت كرد كه هدف اسلام گسستن بندها اسارت و بندگى از دست و پاى افراد بشر است و فرا خواندن آنها به سوى اللّه و نيكى و پاكى و درستى . از اين سال به بعد گروه گروه به اسلام روى آوردند و با احكام حيات بخش و انسان ساز آن آشنا شدند.
پس از فتح مكه غزوه حنين و غزوه طائف و غزوه تبوك و... اتفاق افتاد. در دو غزوه اول پيروزى با مسلمانان بود، امّا در غزوه تبوك ، اگر چه پيامبر (ص ) با دشمن روبرو نشد و نبردى نكرد، ولى يك سلسله بهره هاى معنوى و روانى - در اين غزوه بسيار پر مشقت - عايد مسلمانان گرديد. پيامبر (ص ) با اين سفر پر رنج ، راه را براى فتح شام و روم هموار ساخت و شيوه جنگ با قدرتهاى بزرگ را به اصحاب وفادار خود آموخت .
فوت فرزند دلبند پيامبر (ص ) 
در سالهاى گذشته پيامبر اسلام با مرگ سه فرزند خود به نامهاى قاسم  و طاهر و طيب و سه دختر به نامهاى زينب و رقيه و امّ كلثوم روبرو شد و در فراق آنها متاءثر گرديد.
امّا اين بار كودك دلبندش ابراهيم كه از ماريه بود، قلب حساس پيامبر مكرم (ص ) را سخت آزرده كرد. پيامبر (ص ) در حالى كه ابراهيم را در آغوش ‍ داشت و آن نوگل بوستان رسالت جان به جان آفرين تسليم مى كرد اين كلمات آتشين را فرمود:
ابراهيم عزيز! كارى از ما براى تو ساخته نيست ، مقدر الهى نيز بر نمى گردد. چشم پدرت در مرگ تو گريان و دل او اندوهبار است ، ولى هرگز سخنى را كه موجب خشم خداوند باشد، بر زبان جارى نمى سازم ....
برخى از اصحاب از گريه پيامبر (ص ) تعجب مى كردند. امّا پيامبر (ص ) در اين جا مثل همه مراحل به مسلمانان درسى بزرگ آموخت :
درس مهر و محبت نسبت به اولاد.
مهر و مودت به اولاد از عاليترين و پاك ترين تجليات روح انسانى است و نشانه سلامت و لطافت آن مى باشد  پيامبر عاليقدر (ص ) پيوسته مى فرمود:  (اكرموا اءولادكم ) فرزندان خود را گرامى داريد و نسبت به آنها مهر بورزيد. بارى يگانه فرزندى كه از آن حضرت به يادگار ماند و رشته تابناك ولايت و امامت را - در صفحه روزگار - پايدار ساخت ، دخت ارجمند آن سرور (ص ) يعنى فاطمه زهرا (ع ) زوجه وصى آن حضرت على (ع ) بود.
حجة الوداع  ( آخرين سفر پيامبر (ص ) به مكه )
چند ماه از عمر پربار پيامبر عاليقدر اسلام (ص ) باقى نمانده بود. سال دهم هجرت بود. پيامبر (ص ) اعلام فرمود: مردم براى انجام مراسم عظيم حج آماده شوند. بيش از صد هزار نفر گرد آمدند. پيامبر مكرم (ص ) با پوشيدن دو پارچه سفيد از مسجد شجره در نزديك مدينه احرام بست و مسلمانان نيز همچنين .
صداى گوشنواز: لبيك اللهم لبيك ، لا شريك لك لبيك ، در فضا طنين انداز شد. هزاران نفر اين نداى ملكوتى پيامبر را تكرار مى كردند. شكوه عظيمى بود: وحدت اسلامى ، برابرى و برادرى تبلور يافت .
پيامبر مكرم (ص ) براى اولين و آخرين بار مراسم و مناسك حج را به مسلمانان آموخت . اين سفر بزرگ نمايشگر ثمرات بزرگ و تلاشهاى چند ساله پيغمبر اكرم (ص ) بود كه جان و مال و زندگى خود را خالصانه در راه تحقق آرمانهاى اسلامى و فرمانهاى الهى بذل كرد، و پيامهاى الهى را به مردم جهان رسانيد. پيامبر (ص ) در سرزمين عرفات - پس از نماز ظهر و عصر - هزاران نفر از مسلمانان پاك اعتقاد را، مخاطب ساخته چنين فرمود:
اى مردم ! سخنان مرا بشنويد - شايد پس از اين شما را در اين نقطه ملاقات نكنم - اى مردم خونها و اموال شما بر يكديگر تا روزى كه خدا را ملاقات نمائيد مانند امروز و اين ماه ، محترم است و هر نوع تجاوز به آنها حرام است .
سپس مردم را به برابرى و برادرى فرا خواند و به رعايت حقوق بانوان سفارش كرد و از شكستن حدود الهى بيم داد و از ستمكارى و تجاوز به حقوق يكديگر بر حذر داشت و به تقوى توصيه كرد.
در صحنه غدير خم 
وقتى پيامبر اكرم (ص ) و دهها هزار نفر در بازگشت به مدينه به محلى به نام غدير خم رسيدند، امين وحى ، جبرئيل بر پيامبر (ص ) وارد شد و پيام الهى را بدين صورت به پيامبر (ص ) ابلاغ كرد:
اى پيامبر، آنچه از سوى خداوند فرستاده شده به مردم برسان و اگر پيام الهى را به مردم نرسانى رسالت خود را تكميل نكرده اى ، خداوند تو را از شرّ مردم حفظ مى كند.
مردم مى پرسيدند آن چه چيزى است كه كامل كننده دين است و بى آن ، دين حق كامل نيست ؟ آن آخرين اقدام پيامبر است براى تعيين خط وصايت و امامت . پيامبر (ص ) بايد - به امر خدا - تكليف مردم را پس از خود معين كند.
در زير آفتاب سوزان و در روى رملها و شنهاى داغ بيابان ، ضمن خطبه بلندى ، پيامبر حضرت على (ع ) را به عنوان ولى و جانشين خود به مردم معرفى فرمود، و بويژه اين جمله را - كه محدثان شيعه و سنى همه نقل كرده اند - گفت :
من كنت مولاه فعلى مولاه ....
مردم در آن روز كه هجدهم ماه ذيحجه بود، با حضرت على (ع ) بيعت كردند.
دو ماه و چند روز بعد، در اواخر صفر سال يازدهم هجرى ، پيغمبر اكرم (ص ) در مدينه چشم از جهان فرو بست و در جوار مسجدى كه خود ساخته بود مدفون شد.
اين قبر منور، امروز زيارتگاه نزديك به يك ميليارد مردم مسلمان جهان است .
قرآن و عترت  
حديثى از پيامبر گرانقدر اسلام (ص ) نقل شده است بدين صورت :
انى تارك فيكم الثقلين ما ان تمسكتم بهما لن تضلوا: كتاب اللّه و عترتى اهل بيتى .
يعنى : من در ميان شما دو چيز گرانبها مى گذارم تا از آن دو پيروى نماييد هرگز گمراه نمى شويد اين دو چيز گرانبها عبارتند از: كتاب خدا (قرآن ) و عترتم ، اهل بيت من .
قرآن 
قرآن شامل آياتى است كه در مدت 23 سال بتدريج بر حضرت محمّد (ص ) نازل شده است . قرآن شامل 114 سوره كوتاه و بلند و نزديك 6400 آيه است . همه سوره هاى قرآن با (بسم اللّه الرحمن الرحيم ) آغاز مى شود جز سوره برائة يا توبه .  تنظيم آيات قرآن بر مبنايى است كه شخص پيامبر اكرم (ص ) دستور فرموده است .
سوره هايى كه در مكه نازل شده  مكى و آنها كه در مدينه نازل شده است  مدنى ناميده مى شود. هر سوره ، نامى دارد كه آن نام در متن سوره آمده است مانند: نحل ، بقره ، علق و... به محض اين كه سوره يا يك آيه يا چند آيه بر پيغمبر (ص ) نازل مى شد افراد مورد اعتمادى كه به آنها نويسندگان وحى مى گفتند، آيات را مى نوشتند. معروفترين آنها عبارتند از: على بن ابيطالب (ع ) - عبداللّه بن مسعود - زيد بن ثابت - معاذ بن جبل - ابى بن كعب و... امتياز قرآن بر ديگر كتابهاى آسمانى اينست كه در قرآن كوچكترين تحريف و تغييرى وارد نشده است .
قرآن معجزه باقيه و هميشگى پيامبر اكرم (ص ) است . در چند جاى قرآن بصراحت آمده است كه اگر در قرآن شك و ترديد داريد چند سوره ، حتى يك سوره كوچك كه سه آيه است ؛ مانند آن را بياورند كه هرگز دشمنان اسلام به چنين كارى توفيق نيافته و نخواهند يافت .
قرآن فقط از جهت لفظ و فصاحت و شيوايى معجزه نيست ؛ بلكه از جهت معنى و دارا بودن احكام و نظامات استوار و قوانين ابدى نيز معجزه است - هر چه علم بشر پيشرفت كند و پرده از اسرار جهان بر گرفته شود رمز جاودانى اسلام و قرآن روشنتر خواهد شد - قرآن تاكنون به بيش از صد زبان دنيا و به فارسى و انگليسى و فرانسوى چندين بار ترجمه شده است . در قرآن بيش از همه چيز به پرستش خداى واحد و صفات جلال و جمال خداوند و عظمت دستگاه آفرينش و سير در آفاق و عوالم طبيعى و مطالع در احوال گذشتگان و قوانين و احكام عبادى ، اجتماعى و قضائى و روز رستاخيز و سرگذشت انبياء بزرگ الهى و پند گرفتن از زندگانى اقوام گذشته توجه داده شده است .
براى اينكه بتوانيم به لطف ظاهر و باطن عميق قرآن پى ببريم بايد - در درجه اول - با زبان فصيح و بليغ قرآن آشنا شويم .
قرآن راهنمايى است راستگو، پايدار و خيرخواه .
عترت يا اهل بيت  
همان على (ع ) و فرزندان پاك گوهرش و نيز فاطمه زهرا (ع ) دختر بسيار عزيز و فداكار پيامبر اكرم (ص ) است كه از طرف پدر بزرگوار خود به ( ام ابيها ) يعنى مادر پدرش ملقب گرديد. علی (ع ) وصى و جانشين و امامى است كه بارها پيامبر (ص ) او را جانشين خود و در حكم هارون نسبت به موسى (ع ) معرفى مى فرمود و فرزندانى كه از صلب على (ع ) و بطن پاك فاطمه زهرا (ع ) به وجود آمدند و آخر آنها به حضرت مهدى موعود (ع ) ختم مى شود همه معصوم و از رجس و گناه بدورند. اولاد ديگر از اين شجره طيبه نيز بسيارند و در همه جا و همه وقت منشاء خير و بركت و فضل و فضيلت بوده و هستند.
زوجات رسول اكرم (ص ) يا زنان پيامبر 
پيامبر اكرم (ص ) در طول عمر نه زن داشته است و اين امر زاييده اوضاع و احوال جامعه آن روز و موقعيت شخصى آن حضرت بوده است . پيش از اسلام تعدد زوجات به نحو گسترده و نامحدودى در ميان اقوام مختلف رواج داشته است . بعدها اسلام تا چهار زن را اجازه داد، آن هم به شرط برقرارى عدالت بين آنان .
مى دانيم كه پيامبر (ص ) تا 25 سالگى زن نگرفت و در 25 سالگى با خديجه كه 15 سال از پيامبر (ص ) بزرگتر بود، ازدواج كرد و در حدود 25 سال تنها با خديجه بود. پس از فوت خديجه (ع ) با زن بيوه ديگرى به نام سوده ازدواج كرد. سپس با عايشه ازدواج فرمود. زنان ديگرى كه پيغمبر گرفت ، بغير از سوده ، همه بعد از عايشه بودند و همه اينها بيوه زن و بزرگسال بودند. پيامبر حق و عدالت و نوبت را درباره آنها كاملا رعايت مى فرمود و با همه به مهربانى رفتار مى كرد.
زنانى كه پيغمبر اكرم (ص ) مى گرفت يا از بيوه زنانى بودند بى سرپرست كه شوهرشان در جنگ شهيد شده بودند، يا از اسيران جنگى بودند كه در خانه پيغمبر با نهايت احترام زندگى مى كردند. ازدواج هاى پيغمبر عموما و بخصوص در ده سال آخر عمر جنبه اجتماعى و تحبيب قلوب داشته است و خويشاوندى با قبيله ها براى پيوند داشتن با كسانى كه مسلمان شدن آنها موجب تقويت اسلام و مسلمين بوده است . بر خلاف آنچه برخى از دشمنان اسلام يا مستشرقين خارجى   گفته اند؛ بهيچوجه نظر پيامبر (ص ) مسائل جنسى و لذت جويى نبوده است - بخصوص كه پيامبر اكرم (ص ) بنا بر آنچه در قرآن آمده است  ، يك ثلث و گاهى دو ثلت از شب را به عبادت و تلاوت قرآن مى گذراند - و روزها نيز در مسائل اجتماعى و جنگها اشتغالات فراوان داشته است ، و اين ازدواجها در سن جوانى نبوده است .
رفتار و خلق و خوى پيامبر (ص ) 
خداوند در حق رسول مكرمش محمّد بن عبداللّه (ص ) مى گويد: انك لعلى خلق عظيم  براستى كه بر خلق عظيمى هستى (سوره قلم آيه 4) بنده ناتوانى چه مىتواند در حق پيامبرى كه سراپا فضيلت و رحمت و منبع خير و نيكى و بزرگوارى استبگويد؟
آنچه مى گويم قطره اى است از دريا.
خوى پيامبر و رفتار آن بزرگوار و كردار آن حضرت سرمشق مسلمين و بلكه نمونه عالى همه انسانها و در حقيقت تجسم اسلام . پيغمبر (ص ) به همه مسلمانان با چشم برادرى و با نهايت مهر و محبت رفتار مى كرد. آن چنان ساده و بى پيرايه لباس مى پوشيد و بر روى زمين مى نشست و در حلقه ياران قرار مى گرفت كه اگر ناشناسى وارد مى شد، نمى دانست پيغمبر كدام است . در عين سادگى به نظافت لباس و بدن خيلى اهميت مى داد وضوى پيامبر هميشه با مسواك كردن دندان ها همراه بود. از استعمال عطر دريغ نمى فرمود. هميشه با پير و جوان مؤ دب بود. هميشه در سلام كردن پيشدستى مى كرد. تبسم نمكينى هميشه بر لبانش بود ولى از بلند خنديدن پرهيز داشت . به عيادت بيماران و تشييع جنازه مسلمانان زياد مى رفت .
مهمان نواز بود. يتيمان و درماندگان را مورد لطف خاص قرار مى داد. دست مهر بر سر يتيمان مى كشيد. از خوابيدن روى بستر نرم پرهيز داشت و مى فرمود: من در دنيا همچون سوارى هستم كه ساعتى زير سايه درختى استراحت كند و سپس كوچ كند. با همه مهر و نرمى كه با زيردستان داشت در برابر دشمنان و منافقان بسيار شدت عمل نشان داد. در جنگها هرگز هراسى به دل راه نداد و از همه مسلمانان در جنگ به دشمن نزديكتر بود. از دشمنان سرسخت مانند كفار قريش در فتح مكه عفو فرمود و آنها همه مجذوب اخلاق پيامبر (ص ) شدند و دسته دسته به اسلام روى آوردند. از زر و زيور دنيا دورى مى كرد. اموال عمومى را، هر چه زودتر بين مردم تقسيم مى كرد و با آنكه فرمانروا و پيامبر خدا بود هرگز سهمى بيش از ديگران براى خود بر نمى داشت . براستى آن وجود مقدس مظهر و نمونه و سرمشق براى همگان بود.
از سخنان حضرت محمّد (ص ) 
اينك چند سخن از كلام و كلمات آن سرور عالم :
 - 1بهترين چيزى كه به مردم داده شد؛ زبانى است شكرگزار، تنى است صابر و شكيبا و دلى است ذكر كننده و به ياد خدا.
- 2 حقا كه شما هرگز نمى توانيد به مردمان به مال خود برسيد و آنها را راضى كنيد، پس سعى كنيد به اخلاق خوش خود به آنها برسيد و از آنها دلجويى نماييد.
3 - بدترين مردم آن كس است كه عذرى را نپذيرد و لغزشى را نبخشايد.
 - 4نهنده دانش در نااهلش مانند آويزنده گوهر و مرواريد است بر گردن خوكان .
 - 5بالاترين و بهترين دو چيزى كه در يك نفر فراهم مى آيد حلم است و علم .
 - 6اميد مايه رحمت امت من است ، اگر نور اميد در دلها نبود هيچ مادرى فرزند خود را شير نمى داد و هيچ باغبانى نهالى نمى كاشت .
 -7 كسى كه به بازار مى رود و تحفه اى براى خانواده خود مى خرد همچون كسى است كه مى خواهد به نيازمندانى كمك كند و هنگامى كه مى خواهد تحفه را تقسيم كند نخست بايد به دخترش و سپس آن را به پسرش بدهد.
 - 8آيا شما را با خبر نسازم به كارى كه اگر انجام دهيد شيطان به اندازه فاصله مغرب از مشرق از شما دور مى شود؟ گفتند چرا. فرمود: روزه ، شيطان را روسياه مى كند و صدقه كمر او را مى شكند و دوستى فقط به خاطر خدا و مداومت بر عمل صالح ، ريشه او را قطع مى كند. استغفار و توبه رگ گردن شيطان را قطع مى سازد، براى هر چيزى زكات است و زكات جسم روزه است .

ارسال نظر برای این مطلب

کد امنیتی رفرش
اطلاعات کاربری
  • فراموشی رمز عبور؟
  • آمار سایت
  • کل مطالب : 33
  • کل نظرات : 1
  • افراد آنلاین : 2
  • تعداد اعضا : 1
  • آی پی امروز : 15
  • آی پی دیروز : 0
  • بازدید امروز : 17
  • باردید دیروز : 1
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 23
  • بازدید ماه : 21
  • بازدید سال : 80
  • بازدید کلی : 14,953